سارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقمسارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقم، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره

عزیز دل مامان بابا

3. با تاخیر

سلام دوستای گلم. امروز 22 بهمن 91 ساعت 4:55 بعد از ظهر است. همین الان داشتم فیلم محمد رسول الله رو میدیدم. خدایا پیامبر ما در راه تبلیغ رسالت تو درد و رنج خیلی خیلی زیادی را تحمل کرد. خدایا به منم کمک کن خدایا به منم صبر بده در مقابل سختی های زندگی عاشقانه در کنار همسر و فرزندانم زندگی کنم.
30 دی 1391

2. با تاخیر

خدا هدایای با ارزش زیادی به من داده مث مادر خوب خونواده خوب. همسرخوب. مهم اینه تو هر شرایطی احترام و عزت همسرم رو نگه دارم. هیچی با ارزش تر ار وجود همسرم نیست. همسر نازنینم. خدایا کمک کن توی هر شرایطی هوای همسرم رو داشته باشم. خدایا کمک کن همسرم را با تمام وجود دوست داشته باشم و همیشه همراه خوبی براش باشم. مثل همیشه.
30 دی 1391

1. با تاخیر

سلام دوستای گلم. به همه اونایی که بهم سر میزنید. امروز روز اربعینه. مصادف با روز 5 شنبه 14 دی ماه. گفتم 14 دی ماه یاد مسعودم افتادم. عزیز دلم. تنها کسی که در بدترین شرایط هم هوامو داشت. همیشه شریک زندگیم بود. شریک همه خوشیام و غمهام. چند وقته حس و حالم خیلی بهتره. اخلاقم هم خیلی عوض شده. انگار دارم به روزا مجردیم و اول زندگیم با مسعود برمیگردم. همون دختر مهربون و حساس قدیم. هنوز زنگ صدای عشقم تو گوشمه که میگفت نسرین تو شدید درکم میکنی. خیلی حس خوبیه که از نظر عشقت قدرت درک داشته باشی. خیلی شیرینه که عشقت ازت راضی باشه و بهت بگه تو همه زندگیم هستی. اخیییییی. یاد روزا تهرون بخیر. چند وقته همش یاد ولیعصر و درختای چنارش و اون جوی قشنگ وس...
30 دی 1391

روزهای خوابگاه

سلام دوستای گلم. چند وفته میخوام بیام و کلی باهاتو حرف بزنم اما نمیدونم چرا زود حسش میره. کلا نویسندگی هم حس میخواد. اگه حسش نباشه حوصلش هم میره و چیزی به ذهنت بیاد. ادامه دارد...
10 دی 1391

صبح یک روز شیرازی

سلام عشقااااااااااااااااای من. سلام دوس جونیای من. صبح روزای برفی تون بخیر. امروز صبح یک روز زیبا است و من هم اکنون شیرازم. هوا فوق العاده. مدتها بود شیراز زیبا رو به دید روشن ندیده بودم. و دیروز از لحظه لحظه زمانهای حضورم و از جای جای مکان هاش لذت بردم. امروز صبح از وبلاگ سپی عزیز دیدم در مورد یکی از دوستان که به تازگی همسرش رو از دست داده یاد شده. با خوندن خاطرات ساچلی عزیز به شدت ناراحت شدم و بغض بدی گلوم رو گرفت. چند وقت پیشا تو تی وی داشت در مورد شایعات نابودی زمین میگفت. که تمام لوازم الکتریکی و هسته ای از کار میوفته و با جا به جا شدن دو قطب زمین، مسیرهای طلوع و غروب خورشید عوض میشه. درسته که اینها همش شایعست. اما آدم رو ت...
27 آذر 1391

باز باران با ترانه است که می خورد بر پشت پنجره های گلخانه

سلااااااااااااام خوشگلیا... الان داره بارون میاد توی شهر عزیزمون. و من باز هم میگممممممم خدایاااااا شکرت. میگن بارون آب نطلبیدست. آب نطلبیده هم که مراده. پس هر آرزویی و دعایی تو بارون بکنی براورده میشه. من اول از همه دعا میکنم واسه مامانم و کل خونوادم و خونواده همسری. بعدم واسه همه دوستام بخصوص آرزو عزیزم. مینا. فاطمه و سایر دوستام. بعدم واسه آقامون. که خدا هر چی میخواد بهش بده. اخر کار هم واسه خودم. که کار و بارم درست شه. و زودی بتونم دفاع کنم و یه زندگی اروم کنار آقا بچه ها داشته باشم. پس بگووووووووووووو اییییششششششششاااااااااااااااالللللللللااااااااااااااااا. ...
24 آذر 1391

برنامه انرژی دهی هفته + مراسم شکر گذاری

سلام خوشگلیاااااااااااااااااااااااااااااا. خوبید؟؟  خشید؟؟؟ من که توپ توپم. قبل از شروع به انرژی دهی هفته، میخوام به همراهی همه شما عزیزان از خدایییییی بزرگمون تشکر کنیم. واسه چییییییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟ نمیدونین؟؟؟؟ نه!!!! واقعا نمیدونینن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب خودم میگم. واسسه بهترین و بزرگترین نعمتش. باران قشنگش. نمیگم هفته پیشش کجا بودم. اخه میترسم لو برم. اما بگم که از اسمون عین چی آب میومد. ما هم تنها چیزی که میتونستیم بگیم خدایا شکرت. خدایا شکرت. خدایا شکرت. اما یه وقتی به خودم اومدم دیدم خدایاااااااااااااااا من اصلا نمیدونم چه طوری بگم شکرت. اصلا کلمات در ذهن من نمیگنجه. بعد از کمی تأمل که مستأ...
24 آذر 1391